یک عکسی هست که من تویش تاپ زرد پوشیده‌ام، موهایم زیتونی-طلایی کوتاه است و بک گردنبند کهربایی بلند را چند دور پیچیده‌ام دور گردنم. تو روی مبل نشسته‌ای و من جلویت روی زمین، بین زانوهایت. تو خم شده‌ای، دست‌‌هایت را از روی شانه‌هایم رد کرده‌ای و مرا توی بغلت جا کرده‌ای. من سرم خم است و به پایین نگاه می‌کنم. تو چشم‌هایت بسته است و روی موهایم را می بوسی.

من قرار است یک هفته‌ی بعدش بروم، برای همیشه بروم.