روی گوگل مپس خونه ام رو پیدا می کنم. عوض شده. قبلن تصویرش مال قبل از این بوده که من توش باشم، الان تصویر خونه ی منه.
پنجره ها بازه، یعنی تابستونه. پرده ی رنگی آویزونه، یعنی بعد از اومدن توئه که پرده رو عوض کردیم. کتابای آشپزی نجف پشت پنجره است، یعنی بعد از بار دومیه که تو اومدی و کتابا رو آوردی. دوچرخه ی بنفشم دم دره، یعنی درست کمی قبل از اینه که دوچرخه ی جدیدم رو بگیرم و تو بری. سر جمع یعنی یه جایی حدود همین حوالی پارساله و تو نشستی توی نشیمن. شاید هم با هم نشستیم توی نشیمن. شاید هم روی تختیم داریم کتاب می خونیم. شاید اگه داشتیم شام می خوردیم الان تصویر من و تو هم پشت پنجره ثبت شده بود. 
حالا هر موقع به خونه ام رو گوگل مپس نگاه کنم تو اونجایی، پنجره ها بازه و یه نسیم ملایم داره پرده رنگی ها رو تکون می ده. خوشبختی کوتاه تابستون سال قبل مون رو گوگل جاودانه کرده واسم.